• سه شنبه ۱۶ خرداد ماه، ۱۳۹۱ - ۱۵:۳۰
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 913-8214-5
  • خبرنگار : 014
  • منبع خبر : ----

گزارش خبرنگار ايسنا از سفر به عتبات عاليات؛

تودستگير شواي خضرپي خجسته

از شاهراه انتظار به حریم تو پناه آورده‌ام و این لحظه کمی نیست لحظه‌ای که در برابر تو زانو زده‌ام، در میان ازدحام محو بارگاه تو هستم و صدای جمعیت را نمی‌شنوم، ازدحام کثیر انسانها احاطه‌ام کرده اما تنها به تو و ابدیتی که تاریخ برای عظمتت رقم زده است می‌اندیشم.

 

به گزارش خبرنگار ايسنا منطقه فارس(اعزامي به عتبات عاليات)، ثانیه‌های غربت گرفته و عابران خسته تا به حریم تو راه نیابند زمزمه‌های محرم و صفر را در هیچ محفلی درک نمی‌کنند... عمری در ایام غربت غریبی سرور شهیدان گریسته‌ایم و ذکر "یا حسین(ع)" و"یا ابوالفضل(ع)" دهان را معطر می‌کند اما تا به حریم این حرم راه نیابی نمی‌دانی "یا حسین" چیست...

 

سر سودایی من در این فضای ربانی شوق پریدن گرفته، ترسم بهانه های دل آشکار شود و نگفته‌های دلم برملا... تا آنجا که حضور قدرت پریدن دارد و دامنه وسعت آن هویداست می‌تازم

 

شاید این آخرین فرصت نیایش در حریم امن الهی باشد... شاید دیگر روز نرسد که من و هم‌قطارانم به ثانیه‌های خفته در آسمان خاکستری مغرب چنگ بزنیم و به سوی بارگاه منور تو بشتابیم...

 

سفر مرا به کجا بردی...  

روزهای واپسین اردیبهشت(27 اردیبهشت) است که به قصد عتبات عالیات از شیراز حرکت می‌کنیم. همسفران ما تعدادی از خبرنگاران رسانه‌های مکتوب و مجازی و تعدادی از روسای تبليغات اسلامی شهرستانهای فارس با خانواده هستند كه با همت حجت‌الاسلام محمودي‌نژاد مدير كل تبليغات اسلامي فارس، راهي ديار عشق شده‌اند.

پس از گذشت 32 ساعت(با احتساب) زمان تلف شده در پایانه مرزی، وارد عراق شده و به سمت نجف حرکت می‌کنیم. در پایانه خسروی، روحانی و مسئول کاروان به ما ملحق می‌شوند و در مسیر حرکت به سمت نجف اشرف، روحانی کاروان با ذکر فضایل امیرالمومنین و جایگاه رفیع این شهر به لحاظ وجود نورانی امام اول شیعیان، دلها را رهسپار حرم پر خیر و برکت مولایمان مي‌كند.

 

پس ار مختصري استراحت ، سحرگاهان پيش از اذان صبح به سمت حرم منور آقا و مولای شیعیان حرکت می‌کنیم... ازدحام جمعیت و طول زمان بازرسی به اندازه‌ای است که از ابتدای نماز صبح به صحن حرم نمی‌رسیم و از رکعت دوم اقتدا می‌کنیم... خیل مشتاقان از کشورهای مختلف در پناه علی(ع) به سر می‌برند... هندو، پاکستانی، افغانی و ... بیش از همه زائران ایرانی در گوشه گوشه حرم دیده می‌شوند...به سمت ضریح می‌رویم ... حس غریبی است ... نمی‌توانم درکش کنم یعنی با عقل و حواس حسی و ظاهری درک نمی‌شود.

مقابل ضریح مطهر لحظاتی از همه افکار و اندیشه‌ها تهی می‌شوم . نمی‌دانم کجا هستم و چه می‌کنم چنان پرنده بی‌وزنی در هوای سیال و جاری پر گشوده‌ام که چنگال شاهین قضا آبم دهد و پرستاری‌ام کند.

نور سبزی از درون ضریح مقدس می‌درخشد و حس آرامش عجیبی با خود دارد... از خود بیخود شده‌ام و اطرافیان را نمی‌بینم گویی با امام و مولایم به قصد نیایش و استغفار خلوت کرده‌ام با ضجه و گریه و با صدای بلند " ناد علیا مظهر العجایب " را می‌خوانم و ادامه می‌دهم. ازدحام جمعیت زیاد است و مرا بیم آن است که دستان در هوا رها شده‌ام به ضریح نرسد می‌گویم بگذارید "دستم را به ضریح برسانم شاید این زیارت اول و آخرم باشد، شاید دوباره نصیبم نشود..." زنی هم‌وطن از جلو دستم را می‌کشد و به ضریح می‌رساند و من هم دست دو تن از هم سفران خود را گرفته و به جلو می‌رانم...

از کودکی به ما آموختند هر جایی که زمین خوردیم، هر جا که درماندیم، هر زمان که فریادمان به کسی نرسید، هر جا که احساس بی‌پناهی کردیم بگوییم "یا علی" و هر جا دلمان شکست و کارد به استخوان رسید ذکر "یا حسین" التیام روح و جانمان بود...

من در سفر به نجف در گوشه گوشه نجف، در حرم و بارگاه ربانی مولای شیعیان دریافتم که چرا همیشه می‌گویند "علی (ع) پشت و پناهت" باور کنید هیچ کجا به اندازه زمان حضور در حرم امن و امان حضرتش این قدر احساس آرامش و امینت نداشتم و با تمام ذرات وجود احساس می‌کردم که پناهگاه امنی یافته‌ام و پدر شیعیان مرا در پناه خود پذیرفته است.

تازه پی بردم علی پشت و پناهت یعنی چه... هر چه حرم کربلا شور و ولوله و غوغا به دل می‌اندازد حرم نجف آرامشی به جان و دل می بخشد که تاکنون تجربه نکرده‌ای و نخواهی کرد...

 

قبرستان وادی‌السلام

 در اصول کافی آمده است:"هیچ مومنی در هیچ بقعه‌ای از بقعه‌های زمین از دنیا نمی‌رود جز آنکه به روحش گفته می‌شود به وادی‌السلام بپیوندید و به راستی که آنجا بقعه ای از بهشت برین است" در روز نخست ورود به نجف اشرف و پس از زیارت حرم امیرالمومنین، همراه هم‌قطارانم در کاروان فجر رضوان به قرستان وادی‌الاسلام می‌رویم... این آرامستان محل دفن حضرت هود و حضرت صالح است و در گوشه‌ای دیگر از آن مقام امام زمان، مقام امام صادق، مقام زین‌العابدین وجود دارد. مقبره و محل اعتکاف عارف کامل آیت‌الله قاضی طباطبایی نیز در این محل است همچنین مقبره شیخ طوسی، سید بحرالعلوم، کتابخانه و مقبره علامه امینی، خانه امام خمینی، مقبره صافی صفای یمانی، مقبره کاشف الغطا، کتابخانه و محل دفن آیت‌الله حکیم و فرزندان شهیدش و مقبره شیخ حسن صاحب جواهر در این آرامستان وجود دارد...

 

مسجد سهله

 عصر همان روز به مسجد حنانه و آرامگاه كميل‌ابن زياد مي‌رويم و از پس از آن روانه مسجد سهله مي‌شويم... مسجد سهله مطابق روايات بر جاي مانده محل زندگاني امام زمان(عج) در دوران ظهور حضرت است.

 

(پيش از سفر به عتبات عاليات هواي جمكران به دل و جانم بود... اما نمي‌دانستم سعادتي چنين بر من سايه مي‌اندازد و سر از مسجد سهله در مي‌آورم ... آنقدر مرغ جان را به ديواره‌هاي قفس دل كوباندم تا رها، رها و رهاتر از هر زمان از جمكران به سهله سوي تو روانه شود غياب هميشه حاضر)

امام صادق (ع) در بحارالانوار فرموده است: روز و شبي نيست مگر اينكه ملائكه به مسجد سهله مي‌آيند و در آن عبادت مي‌كنند.   

در مسجد سهله هفت مقام وجود دارد و هر مقام نمازي جداگانه؛ مطابق راهنمايي روحاني كاروان – حجت‌الاسلام نظيري – به نماز مي ايستيم و بر جايگاه هر مقام نمازي دو ركعتي مي‌خوانيم، پس از هر نماز دعايي مخصوص قرائت مي‌شود و روايتي كه مربوط به آن مقام است.

 مقام امام صادق ، مقام امام سجاد ، مقام حضرت ابراهيم ، مقام حضرت ادريس، مقام حضرت خضر، مقام صالحين و انبيا مرسلين، مقام امام زمان مجموعه مقام‌هاي مسجد سهله هستند. معماري مسجد به شيوه كاروانسراهاي دوران قديم و رواق‌ها و حجره‌هايي مجزا گرداگرد محوطه اصلي قرار گرفته‌اند. در هر گوشه محوطه، يكي از مقام‌ها قرار دارد.

پس از انجام دادن اعمال مسجد سهله به زيارت مي‌رويم و نماز جماعت را به همراه خيل نمازگزاران در اين مسجد مي‌خوانيم... پس از بازگشت در نزديكي مسجد با تعداد زيادي كاروان و زائر مواجه مي‌شويم كه به سمت اتوبوس‌ها در حركت هستند... شمار‌ زائران به حدي است كه به سختي مي‌توان وسيله نقليه كاروان خود را تشخيص داد.

صبح فردا رهسپار مسجد كوفه هستيم و قبل از آن آرامگاه ميثم تمار (از صحابه اميرالمومنين) و خانه امام علي (ع) را زيارت مي‌كنيم.

 

مسجد كوفه

 حال و هواي مسجد كوفه غريب است ... گويي محرم شده‌ايم... هيچ گاه و در هيچ مكاني چنين حسي را تجربه نكرده‌ام.

 

سمت هرگز و هميشه، ديده‌ها و نديده‌ها ، گفته‌ها و نگفته‌ها قدم برمي‌دارم، به زيارت محراب برگزيده خدا، محراب علي(ع)، حال غريب و توصيف ناپذيري است دلم شكسته و اشك بي‌اراده بر چهره‌ام جاري است... انگار مرا با اين مكان قرابتي است و جزيي از وجودم در اين مكان آرميده است... انگار مرا با اين مسجد دليل و برهاني صادق است... چند ساعتي را كه در مسجد كوفه به سر مي‌بريم يك لحظه اشك چشمانم قطع نمي‌شود، گويي همه وجودم چشم شده و مي‌بارند.

محراب (علي) مرا به وجد مي‌آورد و در برابر عظمت اين مقام باز ناد علي مظهر العجايب را زمزمه مي‌كنم، به قدري منقلب هستم كه به سختي مرا از محراب جدا مي‌كنند تا نوبت زيارت به ساير زائران هم برسد.

مسجد كوفه چهارده مقام دارد و هر مقام نمازي مخصوص به خود ... باب‌الثعبان، مقام حضرت ابراهيم، مقام حضرات خضر، دكت‌القضا، بيت‌الطشت، تنور آب حضرت نوح و محل كشتي، دكت‌المعراج(مقام رسول‌الله)، مقام حضرت آدم، مقام حضرت نوح،  مقام جبرائيل، مقام امام صادق، مقام امام سجاد، مقام اميرالمومنين(محراب شهادت) و مقام نافله حضرت امير مجموعه مقام‌هاي مسجد كوفه هست... امام باقر(ع) در كتاب الكافي فرموده است: اگر مردم مي‌دانستند مسجد كوفه چه فضيلتي دارد، از

مكانهاي دور به آنجا مي‌رفتند كه همانا خواندن نماز واجب در آنجا برابر با حج و نماز نافله برابر عمره است .

ساير مكان‌هاي زيارتي كه در مسجد كوفه وجود دارد شامل حرم مسلم‌ابن عقيل، آرامگاه هاني‌ابن عروه (از بزرگان كوفه و يار مسلم) و‌ آرامگاه مختار ثقفي (منتقم خون شهداي كربلا) است.

ساير مساجد مشهور نجف مسجد هندي، شيخ انصاري(محل اقامه نماز امام خميني)، مسجد خضرا و مسجد جامع شيخ طوسي است.

 

مردم نجف و شيوه معيشتي

 زندگي مردم نجف به روز نيست و بيشتر آداب و نوع معيشت آنها قديمي است. فقط اتومبيلهاي آنها تا حدودي رنگ تكنولوژي روز را دارد و در بيشتر بخشهاي زندگي روزمره تابع سبك‌‌هاي قديمي و بسيار سنتي هستند.

بيشتر مردان و كودكان در معابر و خيابانها ديده مي‌شوند و از زنان فقط سالخوردگان آن هم بيشتر در حرم و اماكن زيارتي به چشم مي‌خورند. زنان و دختران جوان اصلا در معابر عمومي تردد نمي‌كنند!

پوشش عمومي مردان دشداشه و پوشش زنان عبا و چادر عربي است البته مردان جوان لباسهاي به روز(تي‌شرت و شلوار) مي‌پوشند.

گرد و غباري در هوا وجود دارد كه با سفر به كربلا و حجم بالاي غبار در هواي آنجا درمي‌يابيم هواي نجف آن‌چنان كه احساس مي‌كرديم آزاردهنده نبوده است!

 

پياده‌روها خاكي هستند و هيچ يك از آنها سنگ فرش يا كاشي نيستند. همين‌طور آسفالت خيابانها به قدري قديمي است كه بيشتر خيابانها خاكي به نظر مي‌رسند.

شب پاياني را با تني چند از هم‌كاروانيان و همكاران در حرم به احيا مي‌نشينيم. زيارت جامعه كبيره، آياتي از قران كريم، زيارت امين الله، زيارت وارث و ختم "يا علي" از دعاهايي است كه قرائت مي‌كنيم.

پس از نماز عشا حجت‌الاسلام نظيري زيارت وداع مي‌خواند، با آن سوز صدا و صفاي باطن كه قرائت مي‌كند شور خاصي جاري مي‌شود.

پس از زيارت وداع روح از كالبدم به سمتي ابدي در حركت است... دل كندن از اين صحن و سرا برايم جانكاه است ... دل كندن از مسجد كوفه با آن عظمت و شكوه معنوي و ظاهري... دل كندن از اميري كه وصي و خليفه رسول الله اعظم است و دل كندن از اين لطف رباني... اشك دقايقي رهايم نمي‌كند.

فرداي آن روز جهت عزيمت به كربلاي معلا از نجف حركت مي‌كنيم و در راه به منطقه مصيب محل زيارتگاه طفلان مسلم مي‌رويم. خيل عظيمي از زائران به زيارت اين دو دردانه آمده‌اند...حرمشان شور عاشورايي به دل مي‌اندازد و دوباره و صدباره شور زيارت حرمين كربلا زنده مي‌شود... 

 

كربلاي معلي

 ظهر همان روز به كربلا مي‌رسيم و عصر به همراه كاروان به سمت حرمين شريفين حركت مي‌كنيم.  

به توصيه روحاني كاروان گامها را آهسته و با طمانينه برمي‌داريم تا از حضور قلب مطمئن شويم... با مرثيه‌سرايي حركت مي‌كنيم و مسير را طي مي‌كنيم . ابتدا در مقابل حرم شريف حضرت ابوالفضل قرار گرفته و پس از نوحه‌سرايي همراهان، از حضرتش جهت تشرف به حرم امام حسين كسب اجازه مي‌كنيم...

دو بارگاه نوراني در قرينه يكديگر و بين‌الحرمين كه فقط نامش را شنيده‌اي و مثالش را در هيچ جاي دنيا نديده‌اي ... نديده‌اي كه چگونه خيل مشتاقان به سوي حسين(ع) مي‌شتابند، نامش زبان را شعله‌ور مي‌كند و نگاه آسماني‌اش به من و همراهانم شعله‌ورم مي‌سازد... ذوب مي‌شوم در هرم سوزاني كه وجود مقدس حسين(ع) هيزمش را فراهم آورده و ديگرباره و ققنوس وار برمي‌خيزم و به ملكوتش مي‌شتابم.

 

اكنون كه در حال نگارش هستم دوباره دلم سوي تو پر كشيده... مولا اشك امانم نمي‌دهد كه گواهي دهم در حرم امن تو، چه كراماتي را با چشم جان ديدم ... يا حسين(ع) تو گواه تاريخي بر اين امت بلا گرفته و غريب... در برهوتي خشك كه از حرارت عطش ياراي سخن گفتنم نيست به سوي تو مي‌آيم، تو دردم را از چهره‌ام مي‌خواني و مي‌داني به چه نيازي به درگاه تو بي‌نياز آمده‌ام ... استغاثه و توبه اول راه بخشودگي است و تو كه معدن لطف و كرم هستي ، مي‌دانم و خوب مي‌دانم كه مرا از درگه

رباني‌ات نمي‌راني...

نام تو سالهاست كه ذكر هر ثانيه و ساعتم شده و هر سال محرم و صفر كه مي‌رسد دوباره نو مي‌شوي و آسماني در ذهن خسته و ملول رهگذارن دل‌شكسته... اما اينك كه به آستان درگهت فرا خوانده شدم، تازه مي‌فهمم آن همه ذكر "يا حسين" كه هر عاشورا به ذمن و دلم خطور مي‌كند، چه مفهومي دارد و من كجاي اين دنياي دني ايستاده‌ام.

كربلا درد غربت كشيده هزار و اندي ساله را با خود به عبور رهگذارن مي‌برد و غربت شيعه را به رخ مي‌كشد... زير آفتاب تفتيده عراق و در اين حزين غم گرفته بر غربت شيعه مي‌گريم و بر معصوميت آقاي غريبم كه مرا  مهمان كرم خود كرده است.

واي چقدر شيعه غريب است چقدر شيعه در خانه و ماواي خود غريب است نمي‌دانم چه حسي است اما هر چه هست راست گفته‌اند كه "خون شهيد كربلا و انتظار ظهور حضرت حجت(عج) است كه استكبار جهاني را از شيعه هراسان كرده است".

به درگاه حرم امام حسين وارد مي‌شويم، سر از پا نمي‌شناسم... ما كجا و اين بارگاه رباني كجا، ما كجا و اين حس عرفاني كجا ؟ درد جانكاه هست اما مرهمش آنقدر قوي كه با ورود به حرم همه را از ياد مي‌بريم ... مطابق روايت حضرت علي‌اصغر هنگام دفن بر روي سينه پدر قرار گرفته و حضرت علي اكبر در زير پاي امام حسين(ع) همچنين محل دفن شهداي بني هاشم در زير پاي حضرت علي اكبر و ساير شهدا پايين پاي شهداي بني هاشم مدفون شده‌اند.

ضريح حبيب‌ابن مظاهر بالاي سر امام و گودال قتل‌گاه در بالاي سر ضريح حبيب قرار دارد. اطراف ضريح شلوغ است و ازدحام به قدري است كه شب اول دستم به ضريح نمي‌رسد. از سمت ضريح حضرت علي‌اكبر به زيارت هفتاد و دو تن مي‌روم و محشر كبراي عاشورا در مقابلم ظاهر مي‌شود، علمدار كربلا ابوالفضل(ع)، سردار جوان علي‌اكبر(ع)، قاسم بن الحسن(ع)، وهب، حبيب ابن مظاهر، حر بي يزيد رياحي و  ... به رزم و نبرد مشغول هستند. سپاه دشمن هزاران هزار سوار جنگي و سپاه امام اندك ... روز عاشورا قيامتي به پا است كه تاريخ مثل آن را سراغ ندارد...

نماز زيارت را مي‌خوانيم و به تلاوت قرآن مشغول مي‌شويم... از بارگاه نوراني حضرتش خجل و شرمسارم ، به ياد مي‌آورم فرمايش امام را كه فرمود"من براي امر به معروف و نهي از منكر و احيا دين جدم رسول الله قيام كرده‌ام" اكنون ما براي احيا دين خدا چه مي‌كنيم... براي احيا امر به معروف و نهي از منكر چه مي‌كنيم ، چه كرده‌ايم . شيوه‌هاي اجرايي‌مان چه كيفيتي دارد؟ مگر نه اينكه امر به معروف از فروع دين و مانند نماز واجب است.

استغفار كنان از بارگاه امام حسين خارج مي‌شوم و دوباره به سمت بارگاه حضرت ابوالفضل مي‌روم.

از با وجود ازدحام زائران اما غريبي و غربت آقا مشهود است و غم عجيبي به دل مي‌اندازد. ساعتي را در خلوت دل به نيايش مشغول مي‌شويم... صبح فردا به همراه زائران كاروان فجر رضوان به خيمه‌گاه، تل زينبيه مي‌رويم.

در خيمه‌گاه كه در هر گوشه آن حكايتي از سوز دل نهفته است به زيارت خيمه حضرت ابوالفضل، خيمه حضرت زينب، خيمه امام سجاد و ... مي‌رويم.

حجت‌الاسلام نظيري با اطلاعات جامعي كه از روايات تاريخي معتبر دارد پيرامون وقايع كربلا و قيام سيدالشهدا و هفتاد و دو تن سخن مي‌گويد و پس از نوحه‌سرايي همراهان (يكي از روحانيون روساي تبليغات اسلامي) به سمت تل زينبيه و از آنجا زيارتگاه امام زمان مي‌رويم. از آنجا كه همراهانم پس از زيارت به قصد خريد به بازار رفته‌اند به تنهايي وارد زيارتگاه امام زمان مي‌شوم.

ضريح كوچكي كه راهرو باريكي در كنار آن وجود دارد . زيارتگاه حضرت مكان كوچك اما باصفايي است كه ساعتي مرا از ياد هر چه هست و نيست رها مي‌كند. حس خاصي دارم نماز زيارت، نماز امام زمان، دعاي وارث، امين‌الله و ... دعاي عهد را بيش از 5 تا 6 بار مي‌خوانم و هر بار هر فراز را چند بار زمزمه مي‌كنم ... به دلم مي‌گويم تاب بياور و ساعتها در اينجا بمان دعاي عهد را بخوان ...

شب دوم به قصد رسيدن به پنجره ضريح وارد حرم مي‌شوم و به هر سختي دستان را به ضريح مي‌رسانم... ضريح حضرتش آيه تمام نماي خلوص است و اينجا همان جايي است كه آيه تطهير جان مي‌گيرد و پررنگ‌تر از هميشه در ذهن و دل تكرار مي‌شود... اينجا همان جايي است كه حديث شريف كسا معنايي دگر مي‌يابد و بهتر درك مي‌شود... اينجا ملائكه و اوليا الله به صف ايستاده‌اند و پروردگار عالمين را تسبيح و ثنا مي‌گويند.

 

مطابق روايات دعا در زير گنبد حرم امام حسين(ع) مستجاب است... يا حسين(ع) چه دعايي بالاتر از اين كه تو از ما خشنود باشي و بالاتر از آن  "و لا جعله الله آخر العهد مني لزيارتكم"

كربلا شهري تاريخي است با بناهاي تاريخي. اطراف حرم را بناهايي با رواق‌هاي يكسان و هم‌سطح وجود داردو تعدادي از پياده‌روها سنگفرش يا كاشي شده‌اند و از لحاظ فرم عمومي معابرنسبت به نجف وضع مطلوب‌تري دارد اما گرد و غبار هوا مخصوصا در روز سوم سفر بسيار سنگين و آزار دهنده است.

 

سامرا

 پس از سه روز اقامت در كربلاي معلي و زيارت حريمن شريفين، به سمت سامرا حركت مي‌كنيم ، پيش از ظهر به سامرا مي‌رسيم و منطقه‌اي در محاصره گارد نظامي را مشاهده مي‌كنيم.

مسئول كاروان(آقاي مشهوري) متذكر مي‌شود كه اينجا از لحاظ امينتي وضعيتي خاص دارد و به هيچ وجه از يكديگر جدا نشويد.

در حرمي قرار مي‌گيريم كه زيارتگاه دو امام معصوم حسن عسكري(ع) و امام هادي(ع) است. بناي بيروني تخريب شده و بناي ضريح از بين رفته است، تنها اجساد مطهر در ميان تخته‌هايي از چوب و با پارچه‌اي سياه پوشانده‌ شده است.

درد بر تمام وجودم چنبره مي‌زند، امامان معصوم و اين همه  غربت... آثار بمب‌گذاري به حدي است كه نماي عمومي حرم را تقريبا از بين برده است.

پس از زيارت و نماز به سرداب مقدس كه محل عبادت سه امام همام است و گفته مي‌شود محل تولد امام زمان بوده است، مي‌رويم. حس مرموزي دارم از بالاي پله‌هاي سرداب به گريه مي‌افتم و نمي‌توانم به راحتي قدم بردارم... اشك امانم نمي‌دهم ، مقابل ميعادگاه صاحب‌الزمان با چشم اشكبار دقايقي خيره مي‌شوم، زماني كه از پله‌ها بالا مي‌رويم، حس مي‌كنم حضرت حجت روزي روزگاري از اين پله‌ها عبور كرده و بر قدمگاه ايشان عبور مي‌كنيم... حضور معنوي‌اش قابل درك است و حسي تكان‌دهنده ديگرباره مرا به سمت سرداب فرا مي‌خواند.

قبور مطهر نرجس خاتون(مادر امام زمان)، حكيمه خاتون (دختر امام جواد)،حديثه خاتون(مادر امام حسن عسكري)، سمانه بنت علي(مادر امام هادي)، جعفر ابن علي و حسين ابن علي(فرزندان امام هادي) نيز در اين حرم مدفون شده است.

پس از خروج از سامرا نزديك ظهر به آستان سيد محمد فرزند امام هادي (ع) مشرف شده و پس از زيارت رهسپار كاظمين مي‌شويم.

 

كاظمين

 عصر همان روز به كاظمين مي‌رسيم، شهري كه نسبت به نجف و كربلا، معماري و معابر جديدتري دارد و چيدمان شهري و شكل هندسي خيابانها شبيه به شهرستانهاي كشور خودمان است.

قبور مطهر امام موسي كاظم و امام جواد در يك حرم قرار گرفته است. يك حرم با دو گنبد شيكل و درخشان در قلب كاظمين مي‌درخشد.

تمام كاروان‌هاي زيارتي روز بازگشت را سپري مي‌كنند و به همين سبب حرم مطهر مملو از جمعيت است .

قبور علما و بزرگان دين از جمله شيخ مفيد، جعفرابن محمد قولويه، خواجه نصيرالدين طوسي، سيد رضي و سيد مرتضي نيز در اين حرم شريف وجود دارد.

 از زني عرب مي‌پرسم كه اين حرم هميشه اين اندازه ازدحام است و پاسخ مثبت مي‌دهد.

اطراف ضريح به قدري شلوغ است كه دستمان به ضريح نمي‌رسد و به خواندن نماز زيارت و قرائت قرآن بسنده مي‌كنيم. نماز جماعت را در حرم مي‌خوانيم و رهسپار بغداد مي‌شويم تا شب پاياني سفر را با دغدغه‌هاي دل به سر بريم. دغدغه رفتن و خداحافظي از شش امام معصوم در چهار نقطه عراق و اينكه ديگر بار كي و كجا وعده ديدارمان...

گاهی هزار دوره دعا بی‌اجابت است                         گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود

گزارش سفر/ سميه انصاري‌فر/ خبرنگار ايسنا/ شيراز/


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: